وبلاگ :
آقـــــــــــــــــا و بانـــــــــــــــــــو
يادداشت :
سيســــــــــمونــــــي نـــــــــي
نظرات :
0
خصوصي ،
24
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
فري
مامانمم ميگه آبي اما خب از همگي يا آبي ه يا صورتي...واس همين ميخاستم جز اين دو باشه...قرمز و مشكي تخت و اينا ديدم قشنگه اما هم تيره س هم آقاخان دوس نداره كلا با قرمز مخالفه...
نميدونم كي ميبره اما فردا قراره از جيرفت بياد خدا كنه اون خانومه اي كه قرار بود بياره رو هم بياره كه وسايلشم جمع كنه وگرنه اتاق بچم اشغال ميشه اييييييييييش...
واي ريحان گفتي زن برادر...خدايي بدجوري حس حسادتم گل كرده اصلا نميتونم بعضي چيزا رو تحمل كنم...حتي فكرشم نميكردم انقد حس بدي داره جاري دار شدن...تاااااااااازه من هنوز طرف رو نميشناسم ديگه اگه اخلاقشم بد باشه يا چميدونم حسود و تقليدكار و اينا ديگه واويلاست...
هميشه فك ميكردم نسبت به زن داداش حس بدي دارم اما اي دل غافل...حساب جاري رو نكرده بودم...
انقده حرصم دراومده براي اون سرويس طلا گرفتن برا من فقط گردنبند(خب به من چه كه زمون من طلا گرون شده بود شانس منه ديگه)...ههههههههي...
اصلا تحمل اينكه بعدها همش اونو تحويل بگيرنو ندارم ع خب مثلا من عروس بزرگم هههههههههههق عقده اي شدم ديگه بس كه همه جا كوچيك واقع شدم...